سریال "10 فرمان" Dekalog 1988-89

سریال "10 فرمان" Dekalog 1988-89 حتما دانلود کنید.

ژانر: درام

امتیاز: 9.2

خلاصه داستان: "با شروع این کار از پیرامون آدم‌ها دل کندم و آمدم به درون آدم ها."

سریال "10 فرمان"، مجموعه ای 10 قسمتی (هر قسمت 50 دقیقه) است که در سال 1989 ساخته شده است. این سریال جدای از نقل تاریخی ده فرمان حضرت موسی بوده و وجه تسمیه آن برگرفته از ده دستور آن پیامبر است که به صورت امروزی درآمده‌اند و به بازتاب آن فرامین در زندگی روزمره پرداخته است.

کیشلوفسکی (فیلمساز فقید لهستانی) فیلمنامه های "10 فرمان" را با مشارکت "کریستف پیسیویچ"به نگارش در آورد.

داستان‌ها الزاما دینی نیستند و مذهب نقش مهمی در داستان پردازی ایفا نکرده است.

یافتن ارتباط میان نام‌های فرامین و موضوع اپیزودها بسیار مشکل بوده و گاها نمی‌توان منطق حاکم بر نام‌گذاری فیلم و فرمان‌های حضرت موسی را یافت.

این سریال، هفتمین فیلم برتر دنیا از منظر سینمای معناگراست.

گریزانی از دین، پناه بردن به سکس، خیانت به معشوقه، عواطف درون خانوادگی، کمبودهای احساسی و قتل، محوریت این مجموعه را تشکیل داده‌اند.

خلاصه داستان‌ها

اپیزود اول: من خدا هستم، پروردگار شما

حکایت، داستان پدر(کریشتف) و پسری‌ست که زمان را کنار هم، آنگونه که انتظارش را داری می‌گذرانند. پدر برنامه‌نویس است و با کامپیوترهای ذغالی آن زمان، به گذران زندگی مشغول است. عمهٔ مذهبی پسرک، پدر گریزان از دین و پاول ماجراجو، روزمرگی‌های از جنس زندگی اروپای شرقی دارند. گذر زمان و تقاضای پسرک برای پاتیناژ بر روی یخ‌های رودخانه، زندگی آنها را از روال طبیعی خود خارج می‌کند. برنامهٔ کامپیوتری که پدر نوشته و قطر یخ رودخانه را مناسب پاتیناژ می‌داند، اجازهٔ این پاتیناژ را به پاول می‌دهد، غافل از آنکه...

 

اپیزود دوم : خدایان دیگر را عبادت منما

مردی داره از سرطان می‌میره. اون فقط داره می‌میره، این مرد تحت معالجهٔ یه دکتر درجه یکه که، همینش مهمه که به خدا عقیده داره. این دکتر با بیمارش توی یه بلوک آپارتمانی زندگی می‌کنه، زن این مرد شروع می‌کنه به کلافه کردن دکتر تا بگه شانس زنده موندن شوهرش چقدره. دکتر نه می‌تونه و نه می‌خواد که این رو بهش بگه. زن خیلی سماجت می‌کنه. معلوم می‌شه که دلیل خاصی داره که می‌خواد بدونه سرنوشت شوهرش چی می‌شه. اون از یه مرد دیگه حامله شده و شوهرش از این موضوع خبر نداره. چون قبلا زنش بچه دار نمی‌شده، زن بچهٔ متولد نشده رو به اندازهٔ شوهرش دوست داره. اگه شوهر زنده بمونه، زن احساس می‌کنه از لحاظ اخلاقی مجبوره که سقط جنین کنه. اگه بمیره، می‌تونه بچه رو به دنیا بیاره. همهٔ این‌ها رو به دکتر می‌گه و سرنوشت بچه رو به دست دکتر می‌سپره. اگه به زن بگه شوهرش زنده می‌مونه، در این صورت حکم مرگ بچه رو امضا کرده. اگه به زن بگه که شوهرش می‌میره، در این صورت بچه زنده می‌مونه.

 

اپیزود سوم: روز سبت را یاد کن

داستان، بیانی ساده از گذران کریسمسی تلخ و شیرین برای پدر خانواده(یانوش) است. یانوش به همراه خانواده به مراسم عشای ربانی می‌رود و شبی خوش را در کنار فرزندان و همسر خود می‌گذراند تا آنجا که دوست سابقش (اوا) را در مراسم می‌بیند. معشوقه‌ای که گذشتهٔ یانوش و او برای خواننده مبهم است... اوا به بهانهٔ گم شدن همسرش از یانوش کمک می‌خواهد و یانوش با بهانه‌های واهی خانه را ترک کرده و در شب کریسمس را با معشوقهٔ سابقش می‌گذراند. ارتباطات و دیالوگ‌های این دو به مرور گوشه‌های از گذشتهٔ مبهم این دو را آشکار می‌کند. یانوش شبی را بی آنکه بداند در اسارت عشق پایان ناپذیر اوا سر می‌کند...

 

اپیزود چهارم: پدر و مادر خود را احترام نما

داستان به نظر می‌آید که ادامهٔ اپیزود دوم باشد. آنکا دخترکی‌ست که با خواندن نامهٔ مادر خود پی به حقایقی از گذشته خود می‌برد. حقایقی که از رازی سخن می‌گویند که میان او و پدرش فاصله می‌اندازند. آنکا دریافته است که میان او و پدرش فاصله‌های بسیار بوده و خود را ماحصل هم‌خوابگی مادر و مرد دیگری می‌داند. روند داستان بر دیالوگ‌های قهر و آشتی آنکا و پدرش گره خورده و معشوق آنکا نیز در این میان، همراه نامطمئنی برای روزهای سخت آنکاست...

 

اپیزود پنجم: قتل مکن (فیلمی کوتاه دربارهٔ کشتن)

ماجرا، حکایت یک‌روز از زندگی مردی‌ست که فشارهای زندگی و حقایق تلخی که با آن‌ها روبروست، سبب انجام قتل‌هایی می‌گردد... این قتل‌ها از پیچیدگی خاصی برخوردار نیستند و در حقیقت نیاز به رمزگشایی برای یافتن قاتل وجود ندارد، زیرا داستان از زاویهٔ دید جوانک قاتل(یاچک) بیان شده و این بار با تلخی زندگی مردی روبرو هستیم که جبر زمانه او را بدین راه انداخته است.

 

اپیزود ششم: زنا مکن (فیلمی کوتاه دربارهٔ عشق)

داستان کوتاه دربارهٔ عشق، روایت عشق سادهٔ نوجوانی(تومک) ست که دلباختهٔ زن همسایه(ماگدا) شده است. پسرک هرشب از تلسکوپی درون خانه‌شان، به تماشای عشق‌بازی‌های ماگدا و دوستانش می‌نشیند و به مرور به احساسی که در خود برانگیخته شده است پی می‌برد. کار و زندگی خود را بر هدف دست‌یابی به ماگدا تعطیل می‌کند و شب و روز را در فکر ماگدا می‌گذراند. نقطهٔ اوج داستان به بخش‌هایی از فیلم بازمی‌گردد که تومک با درمیان گذاشتن عشقش با ماگدا، به خانهٔ وی رفته و بساط عشق‌بازی این زن سی‌و اندی ساله و جوان پانزده‌ساله فراهم می‌شود، اما...

 

اپیزود هفتم: دزدی مکن

ماجرای فیلم، به زندگی دختری جوان بازمی‌گردد. در نگاه اول نمی‌توان به مشکلات زندگی دختری جوان(مایکا)، خواهر شش‌ساله‌اش (آنیا) و مادرش(اوا) پی برد. مایکا روابط روحی عجیبی با آنیا دارد و پی بردن به عمق این رابطه برای خواننده مشکل به نظر می‌رسد. مایکا در پس صحنهٔ نمایش خیمه‌شب بازی، خواهرش آنیا را می‌دزدد و با او از بطن مشکلات درون خانواده گریخته و اسیر مشکلات جدیدی می‌شود. به مرور متوجه این موضوع خواهیم شد که رابطهٔ مایکا و آنیا فراتر از دو خواهر است و در حقیقت این دو، مادر و دختری هستند که فاصلهٔ سنی 16 ساله‌ای با هم دارند و سکانس‌های بعدی ما را به جریانات عشق سابق مایکا و مشکلات روحی او آشنا می‌سازد. نتایج این دزدی -فرار از خانه مناسب‌تر به نظر می‌آید-، پایان تلخیی‌ست که باورش برای خواننده(بیننده) مشکل به نظر می‌رسد...

 

اپیزود هشتم: نام خدای خود را باطل مبر

زوفیا نویسندهٔ کتابی‌ست که در کالج ورشو به تدریس می‌پردازد. زوفیا یک روز عادی با مترجم کتاب‌هایش در امریکا (الزبیتا) روبرو می‌شود. نتیجهٔ این برخورد که در ابتدا ساده به نظر می‌رسد، بیان زوایای پنهان گذشتهٔ الزبیتا و زوفیاست. حقایقی که به ماجرای یهودیان و جریانات جنگ جهانی باز می‌گردد و این دو را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک می‌کند... هنر بیان این حقایق در سر کلاس درس و به بهانهٔ داستان پردازی دانشجویان بسیار زیبا بیان شده است. در میان این داستان پردازی‌ها، نقل قولی از زبان یکی از دانشجویان بیان می‌شود و داستان اپیزود دوم با زیرکی بازخوانی می‌شود و این موضوع هوشمندی نویسنده به گره زدن اپیزودها با یکدیگر را نشان می‌دهد.

 

اپیزود نهم: بر همسایهٔ خود شهادت دروغ مده

این قسمت، به بیان مشکلات پزشکی متخصص(رومن) می‌پردازد. در ابتدا به مشکلات بیماران یک پزشک شباهت دارند اما سکانس‌های بعدی ما را با مشکلات همسرش(هانکا) نیز آگاه کرده و ما را با عشق جدید هانکا و رابطهٔ مشکوک او و مردی دیگر آشنا می‌سازد. افکار گره‌خوردهٔ رومن به هنگام مراجعت بیماران و یادآوری روابط مشکوک همسرش، وی را از روال عادی زندگی‌اش خارج می‌سازد. این بخش از داستان به بی‌اعتمادی و خیانت زن و همسری می‌پردازد که به مرور ادامهٔ اینگونهٔ رابطه‌شان را ناممکن می‌یابند...

 

اپیزود دهم: به خانهٔ همسایهٔ خود طمع مورز

آرتور و یرژی پسران پدری هستند که چند روزی‌ست با خبر مرگ پدرشان روبرو شده‌اند. فاصلهٔ بعید احساسی پسران و پدر، آن دو از احوالات پدر بی‌خبر گذاشته است. مرگ پدر آن دو را به شناخت بهتر زندگی پدر رهنمون ساخته و عواطف پدری و فرزندی را غالب بر فضای داستان می‌کند. یافتن دفترچهٔ تمبرهای پدر که از ارزشش بی‌خبرند و آگاهی یافتن از میراث فرهنگی که پدر برایشان به جای گذاشته روند زندگی این دو برادر را از حال طبیعی خارج می‌کند. گویی تا کنون هیچ از پدر نمی‌دانسته‌اند و به واکاوی گذشتهٔ مبهم پدر و جریانات جمع‌آوری کلکسیون تمبرهای پدر می‌پردازند... .

 

مدیافایر

 

زیرنویس فارسی


 
 



Copyright © 2008 - 2011 The Galaxy Of Musicians

Powered By: KHashayar Tahmasebi

Only Music Entertainment

All Rights Reserved